باستان شناسان برای آگاهی از پیشینه اقوام و سرنوشت آنها و اطلاعات مربوط به آنها به سراغ سنگ نوشته های بیرون آمده از دل خاک میروند که زمانی اجداد همان افراد قوم آنها را بروی سنگها حک کرده اند هرچه تمدن آنها پیرفته تر و شکوهمند تر باشد و بناهای ساخته شده بیشتر باشد راحت میتوان پیشینه آن اقوام را بدست آورد یکی از دلایلی که همواره پیشینه لرها در پرده ای از ابهام وجود دارد سبک زندگی آنها است انها همواره از هزاره های دورتر پیشیه کوچرویی داشته اند و هرگز بنایی و یا سنگ نوشته ای در زیستگاه خود نداشته اند که از روی آن مشخص شود بنابراین برای آگاهی باید به سراغ کتیبه های پیدا شده در سرزمین های دیگر و یا نقل باستان شناسان معروف را گرفت همانطور که در پست قبل گفته شدبا توجه به سنگ نوشته های کشف شده از تمدن بابل اصلیت آنها نه آریایی نه فارس و نه عیلامی ویا به قول خودشان فرزندان کورش و داریوش هستندبلکه آنها از نسل اقوامی به نام کاسی هستند که هزاران سال است مانند انسانهای نخستین کوچنده بوده و هیچگاه تمدن درخوری نداشتند آنها با اینکه نزدیک پانصد سال بر تمدن شکومند بابل حکمراندند اما پس اخراج آنها توسط عیلامی ها دوباره بدون آنکه از بابلی ها چیزی بیاموزند به همان شیوه زندگی روی آوردند از شروع پیدایششان آنها ثابت کردند بر خلاف اقوام همسایشان مثل بلبلی ها و عیلامی ها و آکدی ها هرگز مغز تمدن ساز و ابزار سازی نداشتند در زیستگاه آنان هرگز بناهای شکوهمندی مثل آنچه که در بابل و شوش دیده شده پیدا نشده ویا هیچگاه یک سبک معماری و بنایی در بین آنها گزارش نشده آنها همواره بدون ترقی و پیشرفت کوچنده بودند و هرگز به تغییر محیط پیرامونشان به نفع خود فکر نکرده اند شاید یکی از دلایلی که فعالان آنها با اینکه از پیشه خود بخوبی آگاه اند اما آن را برزبان نمی آورند و یا به طریقی خود را با صاحبات تمدن های درخشان مثل عیلامی ها قوم و خویش می دانند همین است و اینم بگم که زیاد به حرف های اونا اهمیت ندین چون بی حساب و کتاب حرف زدن بین اونها عیب نیست
۰ دیدگاه درباره پرسش
هنوز دیدگاهی درباره این پرسش ثبت نشده است.