حمله اعراب به ایران در شاهنامه (رستم فرخزاد)
شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲ عمر سعد وقاس را با سپاه فرستاد تا جنگ جوید ز شاه چو آگاه شد زان سخن یزگرد ز هر سو سپاه اندر آورد گرد بفرمود تا پور هرمزد راه به پیماید و بر کشد با سپاه که رستم بدش نام و بیدار بود خردمند و گرد و جهاندار بود ستاره شمر بود و بسیار هوش به گفتارش موبد نهاده دو گوش برفت و گرانمایگان راببرد هر آنکس که بودند بیدار و گرد برین گونه تا ماه بگذشت سی همی رزم جستند در قادسی بسی کشته شد لشکر از هر دو سوی سپه یک ز دیگر نه برگاشت روی بدانست رستم شمار سپهر ستاره شمر بود و با داد
مشاهده و مطالعه